تبلیغات
من واقعی یک دختر چادری - ...

من واقعی یک دختر چادری

عاشق سایه مخروطی شکلم شدم که هیچ نقصی بهش وارد نیست...

...
صرف نظر از بحثای سیاسی و مذهبی بعضی آدم‌ها هستن 

که حیفه اگه الگوی آدم نباشن

یکی از اون افراد آقای خامنه‌ای هستن 

داشتم کتاب"شرح اسم" و میخوندم که زندگینامه ایشونه

تو یه بخشیش به نکته جالبی برخوردم و اون نکته نگاه 

متفاوت ایشون با سایر هم کیش های خودشون به قضایا بود، 

همین الانشم به وضوح این مسئله قابل رؤیته

اولین باری که ایشون زندانی میشن، دلیلش این بوده که 

ایشون به دستور امام به مشهد میرن و درباره حادثه 

فیضیهافشاگری‌هایی رو انجام میدن

اون دوران یکی از شکنجه های سختی که برای علما در نظر 

میگرفتن، تراشیدن ریش اون‌ها با تیغ، اون هم به صورت

خشک بوده

خب ایشونم وقتی زندانی میشن خیلی از این بابت احساس 

نگرانی میکنن، این کار گویا هم خیلی درد داره واسه کسی 

که مدت زیادی اصلاح صورت نداشته و هم اینکه بار روانی 

بسیار سنگینی برای یک روحانی داره و یه جورایی اعتبار

 فرد زیر سؤال میره

ولی برخورد ایشون با این قضیه و در مقابل دوستان

ساواکیمون چیز دیگه‌ای بود

وقتی استاد سلمانی میاد و ریش ایشون رو میتراشه

بعد از اتمام کار منتظر یه عکس العمل ناشی از ضعف و 

ناراحتی بودن

درحالیکه آقای خامنه‌ای  به استاد سلمانی میگن:"اون 

آینه رو بدید، من مدتهاست چونه خودم رو ندیدم" و کلی 

هم با ذوق...

بعدش به آقای خامنه ای اجازه میدن که از سرویس استفاده 

کنن، تو راه برگشت یه افسر بداخلاقی آقای خامنه‌ای رو 

میبینه و میگه:"آشیخ! ریش ات را زدند !؟ "

ایشونم جواب میدن:" بله، الحمدلله مدت ها بود چانه ام 

را ندیده بودم [كه] دیدم... "


نشون ندادن ضعف مقابل دشمن واقعا قلب بزرگی میخواد




[ سه شنبه 10 تیر 1393 ] [ 04:19 ق.ظ ] [ سادات موسوی ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه