تبلیغات
من واقعی یک دختر چادری - بنت الزهرا

من واقعی یک دختر چادری

عاشق سایه مخروطی شکلم شدم که هیچ نقصی بهش وارد نیست...

بنت الزهرا

بسم الله

 

دیشب خیلی اتفاقی و قسمت گونه نصیبم شد بروم یک هیئت دانشجویی، هیئت دانشگاه خودمان

قصه همان قصه شاید تکراری بود!

همانی که خانومی در کودکی از زینب (س) قرآن آموخته بود و حالا از بانوان شهر کوفه شده بود...

و اما زینب...

اسیر بود و والی کلی یتیم!!

مقایسه که میکنم، میبینم وقتی با هرکدام از سه برادرم بیرون میروم، بیشترین عزت را دارم...

نه چیز سنگینی بلند میکنم، نه دست در جیبم میکنم، نه در را برای خودم باز میکنم(البته بعضاً)، نه کسی چپ نگاهم میکند، با غرور راه میروم و یک نفر هست که مواظبم باشد...

تازه این برادرهای ما نه حسینند نه ابوالفضل...

 هرطور نگاه میکنم برادر چیز دیگری ست، با پدر فرق دارد، با عمو و دایی فرق دارد، حتی با همسر...

آن وقت یک نفر شرط ضمن عقدش میشود "همراهی برادر"

و بعد وسط این همراهی میشود "تنهای تنها"

بعد می‌آید در مجلس یزیدی سخنوری میکند، با عزت، با غرور، محکم و ایستاده...کمر خم نمیکند در پیشگاه یزیدیان...

الگوی این چنین داریم ولی نشناختیم و نفهمیدیم...

آن وقت باید بیاییم اجلاس زنان و بیداری اسلامی بگذاریم، ساعت ها و روزها...

که بگوییم زن این است و آن نیست...که زن مؤثر است...که زن بازیچه نیست...که زن، زن است!

باید زن باشد و زن بماند...

به قول فرمانده:

"زن در محیط اسلامی شد علمی میکند، رشد شخصیتی میکند، رشد اخلاقی میکند، رشد سیاسی میکند، در اساسی‌ترین مسائل اجتماعی در صفوف مقدم قرار میگیرد، در عین حال زن باقی میماند.زن بودن، برای زن یک نقطه امتیاز است، یک نقطه افتخار است."

حضرت زینب، یک زن مؤمن انقلابی...

............................................................................................

تسلیت ایام...

پوزش، وبلاگ حقیرانه مان مدتی به روز نشد!

خودم میدانم مطالب پرت و پلاست، تمامش گفتنی بود...



[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ سادات موسوی ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه