تبلیغات
من واقعی یک دختر چادری - دانشگاه شهید مطهری

من واقعی یک دختر چادری

عاشق سایه مخروطی شکلم شدم که هیچ نقصی بهش وارد نیست...

دانشگاه شهید مطهری

بسم الله

آقا پریشب یک کاری کردیم خنده!

با یکی از دوستان هم شکل خودمان رفته بودیم بهارستان...

همین که رسیدیم اذان گفت

گفتیم برویم نمازمان را یک جایی بخوانیم

از آن دورها دو سه تا گلدسته بزرگ دیدیم

گفتیم به به مسجد هم که همین نزدیکی ست برویم یک نماز بزنیم و بعد ادامه کار

هوا هم تاریک شده بود و خیابان ها شلوغ

رفتیم رسیدیم جلوی در مسجد

یک مسجد خیلی بزرگ با معماری فوق العاده و بس عظیم!

داشتیم با خودمان میگفتیم مسجد به این بزرگی در مکان به این شلوغی و این ساعت چرا انقدر خلوت است؟

یعنی هیچ کس نمیخواهد برود نماز

القصه دل را زدیم به دریا و رفتیم داخل

یک کانکس کوچک جلوی در بود و یک آقایی هم نشسته بود داخل آن

با همان حالت خوف و اعجاب رفتم گفتم:"ببخشید این جا مسجده؟"

آن آقا هم که احتمالا خیلی دوست داشت حسابی به ما بخندد گفت:"نه خانوم، اینجا دانشگاه شهید مطهریه"

آقا قیافه ما دیدنی بود، خودمان را جم و جور کردیم، پرسیدیم امکان دارد ما اینجا نماز بخوانیم؟ آن آقا هم خیلی راحت و ریلکس و عادی گفتند بله هیچ مشکلی ندارد...

حالا ما اولین بار بود اسم این دانشگاه را شنیده بودیم و اصلا نمیدانستیم داخلش چه خبر است

رفتیم تو

محو تماشای معماری آرامش بخش دانشگاه شده بودیم که یکهو دیدم یک آقایی عبا به دوش دارد میرود سمت مسجد، گفتم حتما این آقا امام مسجد است، یکهو از این طرف یک نفر دیگر، همان شکلی، بعد یکی دیگر و باز یکی دیگر

همه از دم برادر

دریغ از یک خواهری که دلمان را به آن خوش کنیم...

علاوه بر آقایان مذکور، عده ای هم با دمپایی و لباس راحتی و پاشنه های ورمالیده گیوه از در و دیوار دانشگاه پایین می آمدند، حدس زدیم حجره های این بندگان خدا هم اینجاست

و خلاصه که از خجالت آب شدیم و فقط نمیدانستیم چطور برگردیم

آخر سر هم به این نتیجه رسیدیم که مگر چه اشکالی دارد آدم نمازش را در نمازخانه مترو بخواند، آنجا هم زمین خدا ست دیگر، حالا خانه خدا نیست که اشکالی ندارد!!

بعد هم به سرعت نور از دانشگاه خارج شدیم

تجربه خیلی جالبی بود و دنیای جالب تر!!




نکته جالب برای ما آرامش و فضای دور از زشتی های شهر بود...

واینکه چقدر اذیت میشوند این آدم ها وقتی پایشان را از در مدرسه میگذارند بیرون

گویی دنیایشان دور بود از دنیای ما و خیلی زیبا به نظر میرسید...

 

-----------------------------------------------------------------------------

بی ربط نویس: مجلس ما هم دیپلمات هم انقلابی، این آقای دانش آشتیانی هم جای برادر ما

ولی بسی کیف کردیم...

 

 



برچسب ها:دانشگاه شهید مطهری،
[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 09:44 ق.ظ ] [ سادات موسوی ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه